تبليغاتX
ابی مداح عاشقان


ترانه‌ي كوه يخ نيز جزء آن دسته از كمياب ترانه هاي چند بُعدي ابي نازنين است كه هم در زمان اجراي اصلي و هم در زمان حال بيانگر وضع موجود جامعه بوده و قادر است ناعدالت گري هاي اين دو برهه‌ي زماني جامعه را به خوبي به تصوير بكشد.

بيژن سمندر سراينده‌ي ترانه‌ي كوه يخ توانسته است با شش بريده كلام پي در پي، به حس مطلوب و مورد نظر خويش برسد ... گفتني است اين ترانه در آلبومي با نام كوه يخ به همراه 10 قطعه‌ي ديگر به بازار عرضه شد و سياوش قميشي علاوه بر اجراي ملودي نويسي براي كلام ترانه، به عنوان همخوان نيز در گوشه هايي از اين ترانه همكاري كرده است.همچنین تنظیم زیبای منوچهر چشم آذر که زیبایی کار رو چندین برابر کرده است

كوه يخ شايد به نوعي بتواند نقش هر يك از اعضاي جامعه ما را در زمان حال تداعي كند ... كوه يخي كه پي در پي با حملات بي رحمانه‌ي باد و طوفان دست و پنجه نرم مي كند چنان زنجير وار بر گرد تنهايي خويش پيچيده است كه توان رويارويي را ندارد و با هر اشاره‌ي طوفان خرد مي شود و به سان قاصدكي آزاد پر در باد ، بازيچه‌ي دست امواج پر تلاطم دريا مي گردد
. اين بي سرانجامي، كوه يخ را آنچنان مي رنجاند كه خود را فدايي نابودي
سرزمين يخي مي بيند...

نه جنگلي سبز و نه نشانه‌ي رويش گياهي . هيچ نيست در اين بيغوله، نه نشانه هاي زندگي ساز و نه خوشي هاي دلربا. اينجا تنها دست بي رحم كولاك و باد است كه مدام دست خود را چون تازيانه اي بر تار و پود ساكنين سرزمين يخي مي نوازد.

تنها راه پايان بخشيدن به اين بي بند و باري ها و هرزه روي ها ، شايد آمدن بهار باشد. همان بهارسبز و خرّمي كه بعد از هر يخ و برف و بوران زمستاني مي آيد... اما چه سود كه رويش يك تك جوانه در اين سرزمين يخي با نابودگري هاي طوفان وحشي، فرو مي نشيند.

کوه یخ قصه من و توست قصه سرزمین ایران و آریایی که زیر استبداد است

سال اجرای ترانه کوه یخ 1360



 


تو سرزمين يخ ها پر از سكوت غم ناك
هميشه باد قطبي هميشه برف و كولاك

رو سردي لب من ملال غم نشسته
طوفان وحشي شب كوه يخو شكسته

كوه يخم من كه رو آب شدم شناور
داغ حوادث مي كنه آبم سراسر

نه جنگل سبز نه باغ و گلها
نه كوه سنگي نه دشت و صحرا

هميشه اينجا كولاك و باده
نه كلبه پيداست نه ختم جاده

بهارو اينجا كسي نديده
زمين قطبي همش سپيده
......
..........

اینم مصاحبه ای از شهره خواننده که از ابی تمجید کرده است.


و تمحید از ابی در روزنامه رسمی کشور ترکیه به اسم GUNAYDIN





+ نوشته شده توسط وحید اسلامی در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 19:32 |




ابی در سالهای اخير پر کارترين آوازخوان ايرانی در زمينه اجرای کنسرت ( نه اجراهای کاباره ای يا مجلسی ) در ميان خوانندگان ايرانی می باشد . او ساليانه به طور متوسط بين۳۰ تا ۴۰ کنسرت در گوشه و کنار جهان اجرا می کند که رقم بسيار قابل توجهی برای يک آواز خوان ايرانی است .

ابی دو سال پيش از انقلاب از ايران خارج شد و در شمار اولين هنرمندان ايرانی بود که به لس آنجلس رفته و در آنجا سكونت گزيد و مجدداً خواندن را از سر گرفت . او در بدو ورودش به لس انجلس با احمد مسعود ( صاحب کاباره تهران در لس آنجلس و مدير شرکت A&M entertainment ) آشنا شد. در آن هنگام احمد مسعود کاباره تهران را به تازگی بنيان نهاده بود و به ابی بسيار کمک نمود تا در لس آنجلس ساکن شود و اقامت خود را در آمريکا اخذ نمايد . سپس با گذشت مدتی ، کم کم هنرمندان ديگری نيز از ايران به لس آنجلس كوچ كردند که شهرام شب پره ، شاهرخ ، منوچهر و ناصر چشم آذر در شمار اولين نفرات بودند . اين چند نفر همراه  با ابی و با همکاری احمد مسعود کار خود را در کاباره تهران با هدف حفظ موسيقی ايرانی در غربت آغاز کردند . اين دوستان که هر کدام در سبک خود حق بزرگی بر گردن موسيقی پاپ ايران دارند , اولين آوازخوانان در غربت بودند که کار خود را دوباره شروع نمودند .

 

ايشان چند سالي با اين شرايط به روی صحنه رفتند ... ابی و شهرام و شاهرخ می خواندند و ناصر و منوچهر چشم آذر و يکی دو نفر ديگر می نواختند . در آن هنگام کاباره تهران بسيار کوچک بود و گنجايش كمي داشت و به همان نسبت عايدي هنرمندان مذكور بسيار ناچيز ... ولی در آنجا صحبت از حفظ موسيقی پاپ و ايجاد اتحاد و شادی در ميان مردم بود و درآمد در مرحله دوم اهميت قرار داشت .

 به گفته خود ابی , بعضی شبها درآمد به اندازه ای بود که فقط کفاف پرداخت حق الزحمه چند نوازنده غريبه را می داد و به بقيه چيزی نمی رسيد!!! ولی اين چند نفر مدتها با همان شرايط کار کردند و با همکاری يکديگر توانستند اولين کاستهای توليد لس آنجلس را نيز انتشار دهند .

ابی حدود ده سال به همراه ديگر آوازخوانان مهاجر از راه کاباره خوانی روزگار گذراند و از اين راه به ادامه زندگی هنری اش پرداخت ، کاباره هايی با گنجايش بسيار کم و همراه با مشکلات بسيار زياد . براي مثال ابی در مورد آنها چنين می گويد : "خواندن در کاباره با مشکلات صدا همراه بود و مردم صدای واقعی خواننده و گروه ارکستر را نمی شنيدند و ديگر اينکه مردم بيشتر در حال خوردن مشروب و غذا بودند تا توجه و گوش دادن به کار آوازخوان و گروه نوازندگان!!!" .

ابی در همان سالها کم کم تصميم به ترک لس آنجلس گرفت . وي در حدود 20 ، 19 سال پيش لس آنجلس را ترک نموده و به مدت دو سال اصلا در لس آنجلس برنامه اجرا نکرد ولی پس از دو سال ابی به صحنه بازگشت ، اما بسيار متفاوت با گذشته .

 

او يک سالن بزرگ چند هزار نفری گرفت ، گروه ارکستر اختصاصی فراهم کرد ، برای اولين بار مهندس صدا و نور استخدام نمود و تدارک يک کنسرت بزرگ و با شكوه را ديد که ايرانيان مقيم لس آنجلس تا آن روز نديده بودند . دوستانش به او توصيه کردند : " که اين کا را نکن چون حتماً شکست می خوری" ولی ابی پاسخ داد : " پس از دوسال آمده ام تا تکليف خودم را با مردم روشن کنم. "

بله ... او اين کار را به ثمر رساند و با استقبال بی نظيري مواجه شد . سالن پر از طرفدارانش شده و او توانست صدای حقيقی خود را به گوش مردم برساند و چنان اجرايی در آن کنسرت از خود به نمايش گذاشت که همه را بر روی صندلی هايشان ميخکوب کرد !!!

آيلين ويگن در مورد اين کنسرت می گويد : " دو سالی بود صدای دوست وخواننده مورد علاقه ام رانشنيده بودم . وقتی خبردار شدم کنسرت بزرگی در لس آنجلس دارد بلافاصله بليط گرفتم و به کنسرت رفتم و در آنجا ابی متفاوتی را ديدم ! صدايش آن شب بی نظير بود ، وقتی ترانه پيچک را که ياد آور خاطرات بسياری براي من است اجرا کرد , اشک از ديدگانم جاری شد و غرق در لذت شدم و تازه فهميدم که او واقعاً بهترين خواننده ايران است ."



بله اين كنسرت آغازگر مسير جديدي براي ابی و اساس كارش در اجرای کنسرتهای بزرگ بعدی بود ... تجربه موفقی که باعث شد بسياری دريابند که خواننده ای داريم که در اجراهای زنده می تواند ترانه هايش را حتي بسيار قوی تر و زيباتر تر از اجرای استوديو بخواند !! و در خلال همين سالها بود که ابی تبديل به يک خواننده ملی شده و نامش بيش از پيش بر سر زبانها افتاد و به راستي تکليفش را با مردم روشن کرد.

ابی در همان سالها و در آلمان با شهرام آذر و گروه سندی آشنا شده و با شهرام آذر شروع به همکاری نمود . شهرام آذر توانست انقلابی در کنسرتهای ابی و موسيقی غربت ايجاد کند . او با رهبری و تنظيم های بی نظير آهنگهای ابی که توسط بهترين آهنگسازان ايران ساخته شده بود , توانست جلوه اي بديع به مردم عرضه نمايد که کسی تا به آن روز از آوازخوانان ايرانی نشنيده بود . او آنچنان صدای بی همتای ابی را بر روی ملودی های زيبای اهنگسازان در کنسرتها تنظيم می کند که همگان را به وجد می آورد .

 از جمله نوآوری هايی که او کرد و مردم بسيار پسنديدند ميکس کردن قطعاتي از ترانه های قديمی ابی به صورت پشت سر هم بود وانجام همين کار برای چند ترانه خانم گوگوش در کنسرت ۱۹۹۴ در لس آنجلس ، که توجه همگان را به خود جلب کرد . لازم به ذکر است اين همکاری به جايی رسيد که شهرام آذر تنظيم آلبوم طلوع کن را انجام داد و به راستی که چه زيبا اين کار را به پايان رسانيد . به هر صورت شهرام آذر نيز در موفقيتهای ابی در کنسرتهايش نقش به سزايی را ايفا کرد.

 

با تمام اين تفاصيل ابی کارش را ادامه داد و با گذشت يکی ، دو سال پای ايرانيان را به سالنهای مجلل جهان باز کرد ، سالنهايی که اکثر آوازخوانان ايرانی و حتی غربی آرزوی اجرای برنامه در آنها را داشته و دارند . وي معتقد است که هنرمند ايرانی بايد در مکانهای مشهور و معتبري به اجراي برنامه بپردازد که در شان مليت و فرهنگ ايران و ايرانی باشد .

ابی در سالنهايی چون يونيورسال آمفی تياتر لس آنجلس ، در شراين آوديتوريوم ( محل برگزاری مراسم اسکار) لس آنجلس ، گريک تياتر لس آنجلس ، کندی سنتر واشنگتن ، سالن بی نظير و رويايی اپرای سيدنی استراليا به همراه ارکستر سمفونيک سيدنی ، سالن سلطنتی نوبل استکهلم سوئد ، کويين آمفی تياتر ونکوور کانادا ، فيلارمونيک برلين ، گلوين سالن بين المللی سوئد ، گلف کلاب دبی ، اويشن کلاب دبی ، کنسرت هاوس در يوتبوری و بسياری ديگر از سالنهای مجلل و بی همتاي جهان برنامه اجرا کرده ، سالنهايی که بيش از نود در صد آوازخوانان در سراسر جهان و از هر مليتی آرزوی وارد شدن به اين سالنها را در سر دارند .

 

اما ابی , اين هنرمند بي نظير مملكت ما سالهاست که توانسته در زير سقف اين سالنها در چهار گوشه جهان ايرانيان را گرد هم آورده و نام ايران و طنين موسيقی ايران را در جايگاه هنرمندان بزرگ جهان به سمع و نظر جهانيان برساند .

 

اين قسمت از کارنامه کاری ابی که کمتر به آن پرداخته شده از نظر من در جامعه هنری ما که ۹۹ درصد آوازخوانهايش هنوز به اجرای برنامه در کاباره های ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفره می پردازند يکی از درخشانترين سوابق کاری ابی و بسيار قابل تقدير است .

 

در پايان برای ابی نازنين اين هنرمند ارزشمند که حق بزرگی بر گردن ترانه نوين ايران دارد آرزوی سلامتی و موفقيت روزافزون دارم .

منبع:ابی لاورز.





ترانه شاهکار طپش با شعر استاد ایرج جنتی عطایی . ملودی بابک بیات

بين اين همه غريبه
تو به آشنا می مونی
حرفهای تلخی که دارم
من نگفته تو می دونی
من پر از حرفهای تازه
عاشق گفتن و گفتن
تو با درد من غريبه
اما تشنه ی شنفتن
صدای ترد شکستن
مثل گريه با صدامه
تلخی هق هق گريه
طعم تلخ خنده هامه

گرمی دست نوازشگر تو
مرهم زخمای کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من
تشنه ی هميشه با تو بودنه

مل مل ابری دستات
پر رحمت مثل بارون
ساکت نجيب چشمات
پر غربت بيابون
واسه اين تن برهنه
ناز دست تو لباسه
حس گرم با تو بودن
مثل رويا ناشناسه
مثل حس کردن و ديدن
عاشق منظره هايی
دشمن ساده و پاک
پرده ی پنجره هايی

گرمی دست نوازشگر تو

مرهم زخمای کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من
تشنه ی هميشه با تو بودنه


گرمی دست نوازشگر تو
مرهم زخمای کهنه ی منه
تپش چشمه ی خون تو رگ من
تشنه ی هميشه با تو بودنه



+ نوشته شده توسط وحید اسلامی در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 0:32 |
اولین ترانه ای که ابی به طور رسمی خواند ترانه سیاسی شب بود.طبق گفته ابی و اردلان سرفراز در سال ۱۳۵۱ 

ترانه سرا اردلان سرفراز   آهنگساز منصور ایران نژاد

 

 

شب

 

خورشید تو خوابه

 

چشماش بسته

 

شب پشت شیشه

 

بیدار نشسته

 

 

 

ما هی تنگ بلور

 

 دریا رو خواب میبینه

 

گل خشکیده دشت

 

ابرها رو خواب میبینه

 

جغد شب با شیونش

 

داره آواز میخونه

 

میگه خوبی میمیره

 

اما زشتی میمونه

 

 

 

گریه کن ای ابر پیر

 

لاله ها موند ن تو کویر

 

خسته ام از این شبها

 

کی میاد فردا

 

 

 

ستاره کوره

 

شب مثل گوره

 

شهر سپیده

 

از اینجا دور

 

 

 

اردلان سر فراز

  

+ نوشته شده توسط وحید اسلامی در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت 18:14 |

ابی مداح عاشقان

 

 

با سلامی   خدمت  اسطوره صدای ایران ابی

 

و همه عاشقان  آن

 

ابی جان  واقعا از  صمیم قلب  خوش حال هستم که دوباره موفق شدم طی نامه ای ابراز علاقه خودم و همه عاشقانت را به شما بگویم

 

ابی عزیز  شما شاید از نظر طرفدار هایت مجبوب باشی

 

ولی من فکر میکنم  تنها  این طور نباشد

 

همه شما را به عنوان خواننده ای محبوب و دوست داشتنی میبینند که  هم وطن های خود را عاشقانه دوست دارد  و برایه آنها از ته دل می خواند

 

از نظر همه ابی تنها یک صدا نیست

 

ابی تنها خواننده نیست

 

ابی کسی است  که با  صدا  و خواندن  باعث زدن تپش قلب های  هزاران عاشق می شود

 

ابی همیشه با مردم بوده است و خواهد بود

 

یکی از راهای ارتباط ابی با مردم و  عاشقانش  در کنسرت های او بوده

 

ابی همیشه  در کنسرت هایش  با مردم بود

 

  مثلا  ابی در یکی از کنسرت هایش    میان  عاشقانش می آید و عاشقانه  جعبه جواهر را به مردم تقدیم میکند و  از شهرام آذر می خواهد که یک ترانه  بخواند

 

در کنسرت دیگری  ابی  ترانه خانوم گل را تقدیم  میکند به خانوم های گل ایرانی

 

ابی  همیشه  در  کنسرت هایش از عاشقانش می خواهد که عاشقانه  با او هم خوانی کنن

 

چقدر زیباست این ارتباط

 

آیا خواننده  همانند ابی  هست  که عاشقانش و مردم های وطنش را فراموش نکرده  و با آنها این طور  ارتباط داشته باشدو  فقط و فقط  برایه  آنها بخواند؟

 

 

جواب  قانع   کننده این هست که ابی  تنها  یک خواننده نیست  وابی......

 

ابی مداح عاشقان است

 

ابی با  آهنگی هایی که تقدیم کرده  به عاشقانش

 

باعث شده  نام او  و  صدای  اسطوره ای  او  همیشه بر  لب  ایران باشد

 

و  هنوز  که هنوزه  نامش و عکسش  بر  دیوار های اتا ق  ها

 

بر دیوار های  پس  کوچه ها و خیابان ها باشد

 

و من  از صمیم قلب  افتخار میکمنم  که  عاشق هم چین صدای و طرفداره همچین  شخصی هستم

 

و مطمئنم که همه عاشق های ابی هم  با نظر من موافق  اند

 

و یقین همین است که امروز  ایران به همچین خواننده ای افتخار میکند

 

ومن و  تمام عاشق های آن با  کمال  افتخار بوسه بر  دست این   هنرمند میزنیم

 

با آرزوی  پیروزی و موفقیت برایه  آقای  صدای ایران  ابی

 

یکی از عاشق های تو  از اهواز

 

 

 

+ نوشته شده توسط وحید اسلامی در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت 18:4 |